از تو گفتن ها
به تيراژ بي نهايت چاپ مي شود،
مي رود کتابخانه ها.
عمل کردن اما هنوز
در انبارهاي غفلت
خاک کج فهمي مي خورد!

 

سلام...اینجا هنوز زمین...
هنوز ما به نبودنت راضی تریم
هنوز جمعه ها را با شتاب بیشتری از سر میگذرانیم
اینجا هنوز وقتی دل میگیرد چشم ها اكراه دارند از باریدن
هنوز عطر یوسف برای ما قابل فهم نیست...
هنوز به مسافرهایمان میگوییم زود برگرد؛اماكسی به یاد بازگشت شما...
توای مسافر!چه كسی از زمین برای بازگشت تو دعا میكند؟
اصلا بگو چه كسی نبودن تو را می فهمد؟!
ای مسافر!كدامین كوچه از كوچه های زمین برای آمدن تو صاحب چشمان منتظری است كه هر روز؛نه فقط جمعه ها؛انتهای كوچه را به نظاره می نشیند؟!

 

 

 




تاريخ : چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 | 00:47 | نويسنده : basiji313 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید