وقتی زلیخا از حضرت یوسف (ع) تقاضای کامجویی کرد،

 

قبل از این کار پارچه ای برداشت و بر روی خدایش (بت) انداخت و گفت:

 

دیگر خدا نمی بیند؛  و از خدایش هم عذر خواهی کرد.

 

زلیخایی که بت پرست است از یک سنگی به دست تراشیده حیا کرد

 

و پارچه ای بر روی آن نهاد که گناهی را که انجام می دهد خدایش نبیند

 

و حیای بین خود و خدایش (بت) را حفظ نمود.

 

ولی بعضی از ما یادمان رفته است که عالم محضر خداست؛

 

و چه راحت حیای بین خودمان و خدایمان را از بین بردیم

 

و از هیچ گناهی در مقابلش چشم پوشی نکردیم،

 

از گفته هایش چه راحت عبور کردیم و چه راحت حضورش را نادیده گرفتیم....

 

 

پیج رسمی بسیجی313 http://line.me/ti/p/%40ugh1871w

ربات بسیجی313درتلگرام @Basiji_bot https://telegram.me/Basiji_bot

اینستاگرام بسیجی313 Instagram.com/_u/basiji._313



تاريخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 23:20 | نويسنده : basiji313 | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران